خرید بک لینک
یه کلیپ باحال:

http://Trainbit.com/files/1022432884/a6a3c1075c4487c41825305bd57efcc65526463-360p__42000.mp4

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 10:04

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ جام من پر کن ز باده ناب ای ساقی تابجایی که روم سوی دیار باقی آنقدر پر بُنما تا که بمیرم امشب یارانه واریز شد می بریز ای ساقی امشب تا به سحر مجلس شادی داریم که بعد از ماهی نزد نگار ویاریم کوک کن سازت را ای مطرب چون زشور وشعف جملگی سرشاریم بعد از هجری امشب یار آمد تحفه ای ناقابل ز سوی دربار آمد چهل و پنج هزاری و پانصدش افزون است وقت گل نیّ در شب تار آمد دل من در دل تو دلبندم بند است قیمت هر تخم مرغ نزد خود چند است ساقیا پیک بده تا ز هوش رویم سرونازا امشب فقط شب خنده ست میترسم امشب ز خوشی بترکم نه ز سرِ سرمستی که صد جام باشد کم من معلق بزدم چون که پیامک آمد ساقیا پر بُنما شاید بترکم عجیب الشعرا برچسبها: یارانه, شعر طنز درباره یارانه, تخم مرغ, گرانی تخم مرغ, شعر طنز اجتماعی ارسال توسط عجیب الشعرا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 18:12

اوشودوم آی اوشودمداغدان آلما داشیدیم باغداکی آلما چوخدو داغداکی آلما یوخدو آلمیا ووردوم بی دیش Appleاولدو منه ایش پولّانیب آرواد آلدیم آلیب هی یولا سالدیم گوردوم آشیب دیر داشیب پول منه چوخ یاراشیب اِئوینَّن ماشین آلدیم آلیب هی یولا سالدیم پول اوسته مادامه مطلب

برچسب: اوشودوم,اوشودوم, نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 18:04

گو ش دهید به توصیف دهرماندر یک روز عادی در شهرمان در مصلی ی بین دو روستا که هر کدام شده ست شهری جدا وجود داشت دیواری بهر مرز نداشت دیوار نامرئی ذره درز در اثر آتش خشم شهر بودند زهم دو شهر قهر ندانم چگونه در عهد باستان شروع شد این مزخرف داستانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 14:08

یکی روز کنار جوی آبچه زیبا بود جوی پرآب به دست آورد یک سگ استخوان بود از طایفه ی کره خران گفت سگ که:خر،باشی لذیذ تو را باید فرو کرد توی دیز1 عالم خریت کردی متحول آتش انداخت اندامت بر دل چه خربرگری ز تو آید وجود سوء تفاهم آنچه قبلت بود وقتیDNAات رخ نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 14:08

ديد مأموری زنی را توی راه«کو همی گفت ای خدا و ای اله»تو کجايی تا شوم من همسرت وقت خواب آيد بگیرم در برت پا دهد، صندل برايت پا کنمتا خودم را در دل تو جا کنم زانتيايت را بشويم روز و شبداخلش بنشينم از درب عقب در جلو آنکه نشيند، آن تويیدر حقيقت صاحب فرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 14:08

کنیم آنچه بزرگان کردند: شده بودم دعوت به عروسی پوشیده بودم شلوار و کتِ طوسی داشت آن محفل حیاطی وسیع مرکب عروس بود خسبیده شاسی صرفیدیم شام جایتان خالی برنج بی قاشق دسرش باقالی نشستیم دور تا دور فی میدان کردند تعارف آنچه کنند در میخان کردم فی الفور آن مِی رد گفتند لیک همه نیست چیزِ بد شد شروع موزیک و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 21:56

این روایت باشد از قنبر باشد سخنش ناب و برتر «میرفتم روزی من در بازار زد جیبم را خردی ناچار خواباندم زیر گوشش یک چک آورد گنده اش را کودک هیکلش بود همچون خر پیر چهرش نمود مرا ز دنیا سیر دماغی همچون خرطم فیل گوش نگو که یک جفت بیل در دست داشت او چاقویی بود بر سرش کلاه کابوویی بود بدن وی ماشاالله پر ز پشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 21:56

داشتیم فی المکتب پیک نیک

بدیدم صحنه ای رومّانتیک

چناری بود در دست مدیر

به همراه یک گردان دبیر

دنبال شاگردی بودن دوان

که ظفلک دراز کرده زبان

شکستند جملگی دنده ش

زدند و دریدند و کشتندش

که باشد دیگران را عبرت

تا به گور ننماین جرئت

که گویند باشیم ورزش خواهان

بشنفند بود این آرزوی شاهان

لیک ندانند که ما جان بر کفان

می دهیم جان هم در راه آن

می کنیم برایش نهضت زیاد

شد تمام فرمایشم عزت زیاد

سالار کریمی(عجیب الشعرا)

یکشمبه96/1/27

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 21:56

نام دروس=نام معلمین: آمد پائیز دوستان عزاداری کنید سر و روی بخراشید و خود آزاری کنید بهر سنگ قبر من، بعد مرگ دفتر مکتب را گودبرداری کنید عربی را گویید بده سیگاری انشاا... مارا هم سیگاری کنید با فارسی هم خیلی اوتماتیک در تراشیدن ریش همکاری کنید موی پرورشی را هم بزنید سرش را چون لامپ ساری کنید سبیل ریاضی که زیباست وی را در سیلی زنی یاری کنید چهره ی استاد ساسان را روی طلا مینا کاری کنید خداشاهد است باید قرآن را حتما همدم کاری کنید صدای تایخ تو دماغی باشد بر بینی اش زیبایی جاری کنید رقص نور کله ی حرفه را از هرگونه لکه ای عاری کنید انشا را عصبی نکنید ز بیهوشی ادامه مطلب

برچسب: بوی ماه مدرسه,بوي ماه مدرسه,بوی ماه مدرسه دانلود,بوی ماه مدرسه طنز,بوی ماه مدرسه متن,شعر بوی ماه مدرسه,باز بوی ماه مدرسه,دانلود بوي ماه مدرسه,شعر بوي ماه مدرسه,بوی ماه مهر مدرسه, نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 10:42

بسمه تعالی موضوع:انتقال دانش آموز تاریخ:1395/1/14 پیوست:ندارد مدیریت محترم دبیرستان..........،جناب آقای.......... سلام علیکم احتراما به استحضار می رساند طی ورود دانش آموز جدید(فُــلانــی)به کلاس هشتم ب،این کلاس به گند کشیده شده و آمار اعمال ناپسند در کلاس ما افزایش یافته است. لذا اینجانب به نمایندگی از اکثر دانش آموزانِ کلاس، از حضورالنّور حضرتعالی خواهشمند است این خلافکار بالفطره را به دارالمجانین هشتم الف انتقال داده و یا مسیر تشرف به خارج از مدرسه را به ایشان نشان دهید. لازم بذکر استادامه مطلب

برچسب: نامه انتقال دانشجو,آیین نامه انتقال دانشجو,آیین نامه انتقال دانشجویان خارج به داخل,آیین نامه انتقال دانشجویان,آیین نامه انتقال دانشجویان کارشناسی ارشد,آیین نامه انتقال دانشجویان خارج از کشور,آیین نامه انتقال دانشجو دانشگاه آزاد,آیین نامه انتقال دانشجویان علوم پزشکی,آیین نامه انتقال دانشجویان علوم,ایین نامه انتقال دانشجویان دانشگاه ازاد, نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:36

:اندر حکایات مدارس آورده اند در ازمنه ی قدیم دانش آموزی رفت پیش حکیم پیشش که رسید غش نمود از دهانش خون ریخت lمثل رود از کله اش دود شد بلند همانند اگزوز یک سمند چشمانش شد کاسه ی خون از چشمانش صاعقه زد بیرون حکیم چون بدید حال او رفت و پرسید احوال او گفت به او:« تورا باشد چه؟ بگو دردت را به من ای بچه بگو به من تا که علاجت دهم من نزنم به تو فروتن دم به دم» چون که دهان کرد آن پسر باز گشود پرده از مخوف ترین راز حرف خیلی دل ها آن پسر گفت با سخن گفتنش جداً در سفت گفت او را:« دارم بسی انتقاد مغز من کرده ست بسی انبساط چه غلطی کردیم دانش آموز شدیم دانش آموز یعنی تفِادامه مطلب

برچسب: مدرسه,جوک مدرسه,ترول مدرسه, نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 9:34

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:10

صفحه بندی